جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۳۳۷ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ جلال الدین محمد مولوینرسی به باز پران پی سایهاش همی دوبه شکارگاه غیب آ بنگر شکار باری
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۵ جلال الدین محمد مولویدو هزار خنب باده نرسد به جرعه توز کجا شراب خاکی ز کجا شراب جانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۸ جلال الدین محمد مولویصفت شراب داری تو به مجلسی که باشیدو هزار شور و فتنه فکنی ز خوش لقایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۹ جلال الدین محمد مولویچو رها کنی بهانه بدهی نشان خانهبه سر و دو دیده آیم که تو کان کیمیایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۵۷ جلال الدین محمد مولویتو برسته از فزونی ز قیاسها برونیبه دو چشم مست خونی تو چنین شکر چرایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۵۸ جلال الدین محمد مولویز برای تو اگر تن دو هزار جان سپاردز خداش وحی آید که هنوز وام داری
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۲ جلال الدین محمد مولویدر تجلی بنماید دو جهان چون ذراتگر شوی ذره و چون کوه گران نستیزی
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۴ جلال الدین محمد مولویگه سحر حمله برد بر دو جهان خورشیدشگه به شب گشت کند بر دل و جان چون عسسی
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۸ جلال الدین محمد مولویدر دلت چیست عجب که چو شکر میخندیدوش شب با کی بدی که چو سحر میخندی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۳ جلال الدین محمد مولویچون ز دام تو گریزم تو به تیرم دوزیچون سوی دام روم دست به مضراب کنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۴ جلال الدین محمد مولویگلرخا سوی گلستان دو سه هفته بمروتا ز شرم تو نریزد گل سرخ چمنی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۴ جلال الدین محمد مولویاز کام نفس حسی روزی دو سه بریدیهم دوست کامی اکنون هم کامیار گشتی
