جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۳۶ از ۵۲۵
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ جلال الدین محمد مولویز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجهکه از چنین سفری گشت خاک معدن زر
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۱ جلال الدین محمد مولویبر عاشق بری چون سیم بگشاسوی مفلس یکی مشتی زر انداز
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ جلال الدین محمد مولویدرد دلم بتر شده چهره من چو زر شدهتا ز رخم چو زر برد بر سر زر بگیرمش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۲ جلال الدین محمد مولویآن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشدبیدست برد چوگان هر گوی ز میدانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۲ جلال الدین محمد مولویبیزر و سر سروریم بیحشمی مهتریمقند و شکر میخوریم در شکرستان خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ جلال الدین محمد مولویگرفت چهره عشاق رنگ و سکه زرز عشق زرگر ما و ز لذت گازش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ جلال الدین محمد مولویوجود چون زر خود را به عیش ده نه به غمکه خاک بر سر آن زر که نیست درخور عیش
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ جلال الدین محمد مولویو آنک در اندیشه یک جو زر استاو خر پالان بود و پالهنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۴ جلال الدین محمد مولویمردار جانی میشود پیری جوانی میشودمس زر کانی میشود در شهر ما نعم البدل
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ جلال الدین محمد مولویخواهم که بدهم گنج زر تا آن گواه دل بودگرچه گواهی میدهد رخسارهٔ همچون زرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ جلال الدین محمد مولویچون وقف کردستم پدر بر بادههای همچو زردر غیر ساقی ننگرم وز امر ساقی نگذرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ جلال الدین محمد مولویآن شه موزونِ جهان، عاشق موزون طلبدشد رخ من سکهٔ زر تا که به میزان برسم
