جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۴۱۴ از ۴۲۴
- در مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگی سعدی شیرازیامیدوار وجودی که از جهان برودمیان خلق بماند به نیکی آثارش
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ جلال الدین محمد مولویپا شناسد کفش خویش ار چه که تاریکی بوددل ز راه ذوق داند کاین کدامین منزلست
- بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة جلال الدین محمد مولویچونک کلی میل او نان خوردنیسترو به تاریکی نهد که روز نیست
- بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ جلال الدین محمد مولویاین دو را گیرد که تاریکی دهددر دلش ادبار جز این کی نهد
- بخش ۸۰ - معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوستتر داری یا مرا گفت من از خود مردهام و به تو زندهام از خود و از صفات خود نیست شدهام و به تو هست شدهام علم خود را فراموش کردهام و از علم تو عالم شدهام قدرت خود را از یاد دادهام و از قدرت تو قادر شدهام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینهٔ یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا جلال الدین محمد مولویپس نشاید که بگوید سنگ انااو همه تاریکیست و در فنا
- فصل دوازدهم - قَالَ النَّبُّي عَلَیْهِ السَّلَامُ اَللَّیْلُ طَویْلٌ فَلَا تُقَصِّرْهُ جلال الدین محمد مولوی… مکنید و پیوسته نفس را بی مراد دارید تا بمراد ابدی برسید و از زندان تاریکی خلاص یابید که وَنَهْیَ النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأوی.
- بخش ۱ ابوالقاسم فردوسیبکوشیم تا نیکی آریم و دادخنک آنک پند پدر کرد یاد
- بخش ۲۱ - سخن دقیقی ابوالقاسم فردوسیبه روم و به هندوستان برگذشتز دریا و تاریکی اندر گذشت
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیچنین تا به نزدیکی طیسفونطلایه همی راند پیش اندرون
- سقایی که از سقای دیگر آب خواست عطار نیشابورینه ز تاریکی ره نومید شونه ز نورش هم بر خورشید شو
- بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریقصهٔ ابلیس و این قصه یکیستمی ندانم تا کرا اینجا شکیست
- بخش ۱ - المقاله الثمانیه عطار نیشابوریبه نیکی و بدی در کار خویشیهمه آیینهء کردار خویشی
