جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۷۱۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر غزل · صفحهٔ ۴۲ از ۳۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ جلال الدین محمد مولویاز پی غربیل علف چند شدم مات و تلفچند شدم لاغر و کژ بهر خر لاغر من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۰ جلال الدین محمد مولویهی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشینصبر تو کو ای صابر ای همه صبر و تمکین
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ جلال الدین محمد مولویتا که بسوزد این جهان چند بسوزد این دلمچند بُوَد بُتا چُنان چَند گَهی بُوَد چِنین
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ جلال الدین محمد مولوینعره رعد را نگر چه اثر است در شجرچند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ جلال الدین محمد مولویگفت مرا که چند چند سیر نگشتی از سخنزانک سوی تو می رود این سخن روان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ جلال الدین محمد مولویهر چند شب غفلت و مستیت دراز استما بر همه چون صبح بخواهیم دمیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ جلال الدین محمد مولویتا چند در این ابر نهان باشد آن ماهجانها به لب آمد هله وقت است نمودن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ جلال الدین محمد مولویسایه خویشی فنا شو در شعاع آفتابچند بینی سایه خود نور او را هم ببین
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ جلال الدین محمد مولویچند گفتیم پراکنده دل آرام نیافتجز بدان جعد پراکنده آن خوب زمن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ جلال الدین محمد مولویچند صفها بشکستی و بدیدی همه راهیچ دیدی تو صفی چون صف اشکسته من
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۰ جلال الدین محمد مولوینیست بازی کشش جزو به اصل کل خویشچند پیغامبر بگریست پی حب وطن
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۳ جلال الدین محمد مولویدامن سیب کشانیم سوی شفتالوببریم از گل تر چند سخن سوی سمن
