جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۴۲۰ از ۶۱۱
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۰ جلال الدین محمد مولویدی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرمچندانک سیلی می زنی آن می نیفتد از سرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ جلال الدین محمد مولویشاد آمدم، شاد آمدم، از جمله آزاد آمدمچندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ جلال الدین محمد مولویمپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایبهاکه چندین سال من کشتی در این خشکی همیرانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ جلال الدین محمد مولویباده ده و کم پرس که چندم قدح است اینکز یاد تو ما باده ز پیمانه ندانیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ جلال الدین محمد مولوییکی چندی بریدم من از اغیارکنون با خویشتن اغیار گشتم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ جلال الدین محمد مولویز شور اوست چندین جوش دریاز سرمستی او مست است عالم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ جلال الدین محمد مولویمرا سایهیْ هُما چندان نوازدکه گویی سایه او شد من هُمایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ جلال الدین محمد مولویگر کسی قصه کند بارکشی مجنونیاز درون نعره زند دل که دو چندان بکشم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۶ جلال الدین محمد مولویآمد خیال مستش مستانه حمله آوردچندان بهانه کردم وز دست او نرستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۰ جلال الدین محمد مولویمن بر دریچه دل بس گوش جان نهادمچندان سخن شنیدم اما دو لب ندیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۱ جلال الدین محمد مولویوالله کشانم او را چندان به گرد گردونکز جان دودرنگش آتش عیان برآرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ جلال الدین محمد مولویآری ستیزه می کن تا من همیستیزمچندین زبون نیم که ز استیز تو گریزم
