جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۴۲۴ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجم خاقانی شروانیای سوخته رخ تو در زار گریه آتشبیمار دو لب تو در زهر خنده شکر
- شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح منوچهر شروان شاه و شکایت اخستان شاه خاقانی شروانیآفتابی است تیغ تو که غروبجز به مغز عدو نمیدارد
- شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است خاقانی شروانیاین دو حرف از خون دل بنوشت و در خاکش نهفتنسخهٔ توبه است کز خوناب مژگان تاره کرد
- شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش سلطان غیاث الدین محمد بن محمود بن محمد بن ملک شاه سلجوقی خاقانی شروانیپیش کز آسیب روز بر دو یک افتد صبوحدیو دلی کن بدزد از فلک این یک دو دم
- شمارهٔ ۱۴۰ - در شکایت از روزگار خاقانی شروانیدولت اندر هنر بسی جستمهر دو در یک مکان نمییابم
- شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز خاقانی شروانیدیوان و جان دو تحفه فرستادهام به توگردون براین دو تحفهٔ غیبی ثنا کند
- شمارهٔ ۱۶۲ - در موعظه خاقانی شروانیدوستانت خواص به، که عوامیاد مهر تو مه به مه نکنند
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ خاقانی شروانیکشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانشبه دل چون رنگ بر گل میدود زخم نمایانش
- شمارهٔ ۲۲۴ - در هجو رشید الدین وطواط خاقانی شروانیبوده سگ رمنده و اکنون به بخت منشیرک شده است و گرگک و از هر دو بدترک
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ خاقانی شروانیگفتی نکنی خدمت سلطان، نکنم نییک لحظه فراغت به دو عالم نفروشم
- شمارهٔ ۲۷۸ - در مدح عزالدین ابو عمران خاقانی شروانیدبیران را منم استاد و میران را منم قُدوهمرا هم قُدوه هم استاد عزالدین بوعمران
- شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار خاقانی شروانیدهر همانا که خاکبیزتر از توستزآنکه دو نقدش به یک عیار نیابی
