جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۲۷ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ جلال الدین محمد مولویدر نورت ای گزیده! ای بر فلک رسیده!من دم به دم بدیده، انوار مصطفا را
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ جلال الدین محمد مولویای رویت از قمر به آن رو به روی من نهتا بنده دیده باشد صد دولت ابد را
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ جلال الدین محمد مولویدریای کیسه بسته تلخ و ترش نشستهیعنی خبر ندارم کی دیدهام گهر را
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ جلال الدین محمد مولویچند بکردی طواف گرد جهان از گزافزین رمه پُر ز لاف هیچ تو دیدی وفا ؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ جلال الدین محمد مولویسرو اگر سر کشید در قد تو کی رسیدنرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ جلال الدین محمد مولویچو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بینکه قطرهای را چون بخش کرد در دریا
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ جلال الدین محمد مولویبه یاد آر دلا تا چه خواب دیدی دوشکه بامداد سعادت دری گشاد مرا
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ جلال الدین محمد مولویدو دیده باشد پرنم چو در ویست مقیمفرات و کوثر آب حیات جان افزا
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ جلال الدین محمد مولویمرا بدید و نپرسید آن نگار چراترش ترش بگذشت از دریچه یار چرا
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ جلال الدین محمد مولویز دو چشمت خیال او نشدی یک دمی نهانکه دو صد نور میرسد به دو دیده از آن لقا
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ جلال الدین محمد مولویدیده قطار شترهای مستمنتظرانند کشاننده را
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ جلال الدین محمد مولویامشب به جمال او پرورده شود دیدهای چشم ز بیخوابی تا غم نخوری امشب
