جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۷۱۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر غزل · صفحهٔ ۴۳ از ۳۱۰
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۰ جلال الدین محمد مولویگفتی ملول گشتم از عشق چند گوییآن کس که نیست عاشق گو قصه مختصر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۰ جلال الدین محمد مولویتا چند عذر گویی کورند و مینبینندگر کورشان نخواهی در دیدهشان نظر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۹ جلال الدین محمد مولویای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۲ جلال الدین محمد مولویچند شود تر زمین از مدد اشک منچند بسوزد فلک از تبش و آه من
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۵ جلال الدین محمد مولویچند نهان میکنم شمس حق مغتنمخواجگیی میکند خواجه تبریز من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ جلال الدین محمد مولویبس کن ای دل چو شدی مات شهچند ز هیهای و ز هیهات من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ جلال الدین محمد مولویچند بپرسی که رخت زرد چیستاز غم تو ای بت گلرنگ من
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ جلال الدین محمد مولویمرده به مرگ پار من زنده شده ز یار منچند خزیده در کفن زنده از آن مسیح خو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ جلال الدین محمد مولویبر باده لعل زد رخ منتا چند نهد به زرگری رو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۴ جلال الدین محمد مولویتا چند ز ناسزا و دشنامآن دلداری و آن سزا کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ جلال الدین محمد مولویچند پرسی مر مرا از وحشت و شبهای هجرشب کجا ماند بگو در دولت ایام او
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ جلال الدین محمد مولویچند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدیراست گویم ای صنم از کار تو از کار تو
