جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۳۰ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۴۶۱ جلال الدین محمد مولویشاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟
- غزل شمارهٔ ۴۶۳ جلال الدین محمد مولویاز مه او مه شکافت دیدن او برنتافتماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست
- غزل شمارهٔ ۴۶۴ جلال الدین محمد مولویدرج عطا شد پدید غره دریا رسیدصبح سعادت دمید صبح چه نور خداست
- غزل شمارهٔ ۴۶۸ جلال الدین محمد مولویآه از آن موسیی کانک بدیدش دمیگشته رمیده ز خلق بر مثل سامریست
- غزل شمارهٔ ۴۶۹ جلال الدین محمد مولویماه ازل روی او بیت و غزل بوی اوبوی بود قسم آنک محرم دیدار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ جلال الدین محمد مولویدلو دو چشم مرا گرچه که کم نیست آبمردمک دیده را چاه ذقن واجبست
- غزل شمارهٔ ۴۷۲ جلال الدین محمد مولویآنک به رقص آورد پرده دل بردرداین همه بویش کند دیدن او خود جداست
- غزل شمارهٔ ۴۷۴ جلال الدین محمد مولویبه پیش دیده من باش تا تو را بینمکه سیر مینشود دیده من از آیات
- غزل شمارهٔ ۴۷۶ جلال الدین محمد مولویپریر جان من از عشق سوی گلشن رفتتو را ندید به گلشن دمی نشست و نخاست
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ جلال الدین محمد مولویاذان فاخته دیدیم و قامت اشجارخموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ جلال الدین محمد مولویپدید باشد مستی میان صد هشیارز بوی رنگ و ز چشم و فتادن از چپ و راست
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ جلال الدین محمد مولویز پیش آب و گل من بدید روح تو راخرد بگفت که سجده کنش که او شه توست
