جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۵۳ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۱ جلال الدین محمد مولویای خشم کرده دیدار بردهاین ماجرا را یک دم رها کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۳ جلال الدین محمد مولویگرچه اندر فغان و نالیدناندکی هست خویشتن دیدن
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۴ جلال الدین محمد مولویدیده غماز بدوزد فلکتا که گواهی ندهد بر کیان
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ جلال الدین محمد مولویتا که بدیدم مه بیحد اورفت ز حد ذوق مناجات من
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۲ جلال الدین محمد مولویسبلت قوی مالیدهای از شیر نقشی دیدهایای فربه از بایست خود باری ببین بایست او
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۳ جلال الدین محمد مولویبنده بدید جوهرت، لنگ شدهست بر درتماندهام ای جواهری! بر طرف دکان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ جلال الدین محمد مولویبدیدم بیتو من خود را تو دیدی بیخودم هم توبه زیر خاک دررفتم نرفتم من بیا من تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۹ جلال الدین محمد مولویکه مکر حق چنان تند است کز وی دیده جانتتو را عرشی نماید او و گر باشی زمینی تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۴ جلال الدین محمد مولویشمس الحق تبریزی ای مایه بینایینادیده مکن ما را چون دیده مایی تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ جلال الدین محمد مولوییکی دیدار او صد جان به ارزدبده جان و بخر ارزان و میرو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ جلال الدین محمد مولویدیدی که چه کرد آن پری روآن ماه لقای مشتری رو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ جلال الدین محمد مولویآن سگان کوی او شاهان شیران گشتهاندکان چنان آهوی فتنه دیده شد بر بام او
