جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۵۵ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۳ جلال الدین محمد مولویتو تاج شاه جهان را عزیزتر گهریعروس جان نهان را هزار کابینی
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۵ جلال الدین محمد مولویگهی فراق نمایی و چاره آموزیگهی رسول فرستی و جان پیغامی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۴ جلال الدین محمد مولویبه کوهها چه سپردی که گنج ساز شدندبه بحرها تو بیاموختی گهرباری
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۹ جلال الدین محمد مولویشبانگهانی عقرب چو کزدمک میرفتبه گوشهای سراپردههاش بر خطری
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۴ جلال الدین محمد مولویدل خراب چو منظرگه اله بودزهی سعادت جانی که کرد معماری
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۶ جلال الدین محمد مولویوانگه شررش وا اصل رودهمچون شرر جان بشری
- غزل شمارهٔ ۳۱۹۶ جلال الدین محمد مولویخانهٔ دل را دو دری کن، جانب جان راهبری کنطالب دریای حیاتی، سنگ دلا، رو گهری کن
- غزل شمارهٔ ۳۱۹۸ جلال الدین محمد مولویگهی پردهسوزی، گهی پردهداریتو سر خزانی، تو جان بهاری
- بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود جلال الدین محمد مولویراستی پیش آر یا خاموش کنوانگهان رحمت ببین و نوش کن
- بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود جلال الدین محمد مولویگفت بر گو تا کدامست آن هنرگفت من آنگه که باشم اوج بَر
- بخش ۹۵ - حکایت دیدن خر هیزمفروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظهٔ آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی میبری با آن رنجی قرینست کی آن را نمیبینی چنانک از هر دامی دانه پیدا بود و فخ پنهان تو درین یک دام ماندهای تمنی میبری کی کاشکی با آن دانهها رفتمی پنداری کی آن دانهها بیدامست جلال الدین محمد مولویناگهان آوازهٔ پیگار شدتازیان را وقت زین و کار شد
- بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء جلال الدین محمد مولویآنگهان تنبل کنی جایز بودکانچ خواهی و آنچ گویی آن شود
