جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۴۶۸ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ جلال الدین محمد مولویهمه توی و ورای همه دگر چه بودکه تا خیال درآید کسی تو را انباز
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ جلال الدین محمد مولویبس کن ای فسانه گو سیر شدم ز گفت و گوتا به سخن درآید آنک مست شدهست از او سرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ جلال الدین محمد مولویهله ای شه مخلد تو بگو به ساقی خودچو کسی ترش درآید دهدش ز درد در دم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ جلال الدین محمد مولویبه خدا که روز نیکو ز بگه بدید باشدکه درآید آفتابش به وصال در کنارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۴ جلال الدین محمد مولویهر زمان عشق درآید که حریفان چونیدما ز چون گفتن او واله و بیچون باشیم
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ جلال الدین محمد مولویشه شمس تبریزی مگر چون بازآید از سفریک چند بود اندر بشر شد همچو عنقا بینشان
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ جلال الدین محمد مولویجان ز بدن جدا شود، باز درآید اندرونهین بنما به منکران، خانه درآ، که «همچنین»
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ جلال الدین محمد مولویهمچو نایانبان در این شب من از آن خالی شدمتا خوش و صافی برآید نالهها و وای من
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۸ جلال الدین محمد مولویمطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تنچون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ جلال الدین محمد مولویهر کی در این خانه درآید وراهمچو منش باز بماند دهن
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ جلال الدین محمد مولویآن خد احمر ار بنمایی دمی دگرسودای تو برآید و صفرا بسوخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ جلال الدین محمد مولویای تو ملول از کار من من تشنهتر هر ساعتیآخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی
