جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۸۷ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ جلال الدین محمد مولویگفتا که شکار من جز شیر کجا باشدجز لعل بدخشانی کی یافت نشان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۳ جلال الدین محمد مولویکو عاشق شیرین خد زر بدهد و جان بدهدچون مرغ دل او پرد زین گنبد بیروزن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ جلال الدین محمد مولویتا دور ابد شاها شمس الحق تبریزیحکمی است به دور تو آری هله هین می کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ جلال الدین محمد مولویاندر فلک عشق هر آن مه که بتابدآن ابر تو است ای مه و فرض است دریدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ جلال الدین محمد مولویما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدنوز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ جلال الدین محمد مولویاز لحن عرابی چو شتر بادیه کوبدزین لحن چه بیگانهای ای کم ز ستوران
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ جلال الدین محمد مولویگر زانک تو را عشوه دهد کس گله کم کنصد شعبده کردی تو یکی شعبده بستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ جلال الدین محمد مولویخداوندا از آن خوشتر چه باشدبدیدن روی تو پیش تو مردن
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ جلال الدین محمد مولویز زخم دف کفم بدرید ای جانچه بستی کیسه را دستی بجنبان
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ جلال الدین محمد مولویاز آن سو بازگرد ای یار بدخوبدین سو آ که این سوی است مؤمن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۴ جلال الدین محمد مولویبده می گر ننوشم بر سرم ریزوگر نیکو نگفتم ماجرا کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ جلال الدین محمد مولوینادیده گرفتن این جهان رامر دیده خویش را بدیدن
