جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۴۹۲ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیخونت ریز بیدیت مشمر بادیه که هستعمر دوباره در سفر روح پرورش
- شمارهٔ ۱۲۷ - در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانی خاقانی شروانیبود معن عرب و سیف یمندر کرم هندوی دربان اسد
- شمارهٔ ۱۳۴ - مطلع سوم خاقانی شروانیجان داروی او بیار یعنیخاک در قدوهٔ معظم
- شمارهٔ ۱۴۲ - در حماسه و نکوهش حسودان و سخنی در حکمت خاقانی شروانیبردم از نراد گیتی یک دو داو اندر سه زخمگرچه از چار آخشیج و پنج حس در ششدرم
- شمارهٔ ۱۹۴ - مطلع دوم خاقانی شروانیشب چو فصادی که ماهش مبضع و گردونش طشتطشت کرده سرنگون خون از رگان انگیخته
- شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح فخر الدین ابوالفتح منوچهر شروانشاه خاقانی شروانیچرخ سدابی از لبش دوش فقع گشاد و گفتاینت نسیم مشک پاش، اینت فقاع شکری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیتاج و سارق نهاده طالع و بختبر سر دست دولت و اقبال
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - قصیده وحشی بافقیبر زمین بارید آتش (ز) آسمان بر جای آبدوزخی گردید باغ و گلخنی شد بوستان
- خبر یافتن منظور از رفتن ناظر و برون آمدن از شهر آشفته خاطر و به کاروان مقصود رسیدن و از نامهٔ ناظر شادمان گردیدن وحشی بافقیکزین معنی خبر چون یافت منظورکه ناظر شد ز بزم خرمی دور
- لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهای وحشی بافقیدر او خوش صورتان پرنیان پوشچو صورتخانهٔ چین دوش بر دوش
- گرمی شعلهٔ آفتاب در عالم فتادن و مرغ آبی از غایت گرما منقار از هم گشادن و رفتن شاهزاده از مصر به سبزهزاری که از لطف نسیم او روح مسیحا تازه گشتی و با فیض چشمهسارش خضر از آب زندگانی گذشتی وحشی بافقیتو گفتی مهر کز افلاک بنمودز آتشگاه دوزخ روزنی بود
- بخش ۶ - لا اله الا الله اقبال لاهوریهر دو تقدیر جهان کاف و نونحرکت از لا زاید از الا سکون
