جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۳۱ نتیجه برای «دلم» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۵ از ۳۶
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۶ جلال الدین محمد مولویبگفتم با دلم آخر قراریز آتشهای او آخر فراری
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۱ جلال الدین محمد مولویدر خون دلم رسید فتویاز جمله مفتیان معنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۹ جلال الدین محمد مولویآه که دلم برد غمزههای نگاریشیر شگرف آمد و ضعیف شکاری
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۴ جلال الدین محمد مولویز بامداد دلم میپرد به سوداییچو وام دار مرا میکند تقاضایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۶ جلال الدین محمد مولویز بامداد دلم میجهد به سوداییز بامداد پگه میزند یکی رایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۲ جلال الدین محمد مولویبرست جان و دلم از خودی و از هستیشدست خاص شهنشاه روح در مستی
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ جلال الدین محمد مولویدست بنه بر دلم از غم دلبر مپرسچشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ جلال الدین محمد مولویبر آن شدهست دلم کآتشی بگیرانمکه هر کی او نمرد پیش تو بمیرانم
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۹ جلال الدین محمد مولویربود عقل و دلم را جمال آن عربیدرون غمزه مستش هزار بوالعجبی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ جلال الدین محمد مولویببرد عقل و دلم را براق عشق معانیمرا بپرس کجا برد آن طرف که ندانی
- پنجم جلال الدین محمد مولویآنچ دیدی تو ز درد دلم افزود بیاای صنم زود بیا زود بیا زود بیا
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولویگفت که این چه لطفست که مولانا تشریف فرمود توقّع نداشتم و در دلم نگذشت چه لایق اینم؟ مرا میبایست شب و روز دست گرفته در زمره و صف چاکران و ملازمان بودمی هنوز لایق آن نیستم؛ این چه لطف بود فرمود؟
