جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۳۵ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ جلال الدین محمد مولویدلم هزار گره داشت همچو رشته سحرز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد
- غزل شمارهٔ ۹۶۴ جلال الدین محمد مولویخواهم که سازم صد جان و دل راپیش تو قربان قربان چه باشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ جلال الدین محمد مولویبی دلان را چو دل گرفت به برسرکشان را چو سر خمار نهاد
- غزل شمارهٔ ۹۶۸ جلال الدین محمد مولویدل ز تن زاد لیک شاه تنستهمچنانک بزاید از زن مرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۵ جلال الدین محمد مولویدل سپیدست و عشق را رو سرخزان سپیدی که نیست سرخ و سپید
- غزل شمارهٔ ۹۸۲ جلال الدین محمد مولویبادلان خیره گشته کاین دل کو؟بیدلان بیخبر که دل آن شد
- غزل شمارهٔ ۹۸۴ جلال الدین محمد مولویهله ای دل تو خویش سست مکندل قوی کن که وقت آن آمد
- غزل شمارهٔ ۹۸۵ جلال الدین محمد مولویشیره را انتظار در دل خمبهر مغز شهان عقار کند
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ جلال الدین محمد مولویچونک کمند تو دلم را کشیدیوسفم از چاه به صحرا دوید
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ جلال الدین محمد مولویبس که نسیمی به دل اندر دمیدزآن مدد نور که آرد ولاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ جلال الدین محمد مولویرو به دل اهل دلی جای گیرقطره به دریا در و مرجان شود
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ جلال الدین محمد مولویرو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگرقومی چو دل زیر و زبر قومی چو جان بیپا و سر
