جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۵۶۴ از ۱٬۰۳۶
- بخش ۹۱ - رجوع کردن به قصهٔ طلب کردن آن موش آن چغز را لبلب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب او جلال الدین محمد مولویهمچو تاری شد دل و جان در شهودتا سر رشته به من رویی نمود
- بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید جلال الدین محمد مولویجان نامحرم نبیند روی دوستجز همان جان کاصل او از کوی اوست
- بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید جلال الدین محمد مولویدر جهان نبود مددشان از بهارجز مگر در جان بهار روی یار
- سیپنجم جلال الدین محمد مولویز هر لعل لبی بوست رسیدهتو درویشی و آن لعلش زکاتی
- بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة جلال الدین محمد مولویتو به عکس آن کنی بر در رویلاجرم از زخم سگ خسته شوی
- بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند جلال الدین محمد مولویزانکه بیلذت نروید لحم و پوستچون نروید چه گدازد عشق دوست
- بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیهالسلام و مشورت در خریدن او جلال الدین محمد مولویقلب را که زر ز روی او بجستبازگشت آن زر بکان خود نشست
- بیست و نهم جلال الدین محمد مولویزان روی همچون ماه تو، شاهان چشم در راه تودر عین لشکرگاه تو، شاه وسپه رقصان شده
- بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید جلال الدین محمد مولویرنگ رویم را نمیبینی چو زرز اندرونْ خود میدهد رنگم خبر
- بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ جلال الدین محمد مولویچون نشینی بر سر کوی کسیعاقبت بینی تو هم روی کسی
- فصل پنجاه و ششم - اکملالدّین گفت مولانا را عاشقم جلال الدین محمد مولوی… چه چوب در آب و خاک باشد باد در او کامِن است اگر باد درو کامن نبودی بر روی آب نیامدی و همچنانکه سخن میگویی اگرچه از لوازم این سخن بسیار چیزهاست از عقل و دماغ و لب و دهان و کام و زبان و جمله اجزای تن که رییسان تناند و ار …
- بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت جلال الدین محمد مولوییک نظر دو گز همیبیند ز راهیک نظر دو کون دید و روی شاه
