جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۷۷ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ جلال الدین محمد مولویاین دل بیقرار را از قدحی قرار دهوین صدف وجود را بخش صفای گوهری
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۵ جلال الدین محمد مولویآنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنیغم نخورد از آنک تو روی بر او ترش کنی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۵ جلال الدین محمد مولویامروز چو جانستی در صدر جنانستیاز دور قمر رستی بالای قمر رفتی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ جلال الدین محمد مولویگفتم به طبیب جان امروز هزاران سانصدق قدمی باشد چون تو قدم افشردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۰ جلال الدین محمد مولویای برده هوسها را بشکسته قفسها رامرغ دل ما خستی پس قصد هوا کردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۲ جلال الدین محمد مولویپوشیده قباهای صفتهای مقدسوز دلق دو صدپاره آدم شده عاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۳ جلال الدین محمد مولویگلزار چو رنگ از صدقات تو ببردندگلزار بده زان رخ و پرخار چرایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ جلال الدین محمد مولویمرا آن مه یکی شکلی نمودهستکه سیصد مه نبیند آن به خوابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۴ جلال الدین محمد مولویچو مرغابی ز خود برساز کشتیصداع کشتی و ملاح تا کی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۱ جلال الدین محمد مولویسبک روحا گران کردی تو رو راکه یعنی قصد دارم بیوفایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۴ جلال الدین محمد مولوینه موران با سلیمان راز گفتندنه با داوود میزد که صدایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۰ جلال الدین محمد مولویبه قاصد تا بیاشوبد بجنگدبدو گفتم ملولی هست گولی
