جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۷۸ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۵۱۵۶ صائبموجه کثرت نسازد گوشه گیران را ملولتنگ از دریا نگردد بر گهر جادر صدف
- غزل شمارهٔ ۵۲۲۳ صائببود از سنگ ملامت مهره گهواره امنیست امروز از جنون ربط من شیدا به سنگ
- غزل شمارهٔ ۵۲۳۹ صائبمی گشاید دل روشن گهر از خوش سخنانکار زنگار به آیینه کند طوطی لال
- غزل شمارهٔ ۵۲۷۳ صائبکی چشم گستاخ مرا راه تماشا می دهدرویی که دارد از عرق چندین نگهبان در بغل
- غزل شمارهٔ ۵۳۳۳ صائبقطره خود را ز کاوش می کنم بحر گهرچون صدف در انتظار ابر نیسان نیستم
- غزل شمارهٔ ۵۴۶۷ صائبره ندارد در دل خرسند استسقای حرصچون گهر با قطره ای زین بحر اخضر قانعیم
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۳ صائبشاخساران را به رنگ عود برمی آوردبرگها را صندل تر می کند فصل خزان
- غزل شمارهٔ ۶۰۰۸ صائببهتر از گنج گهر بی خواست بخشیدن بودپاس آب روی سایل از کریمان داشتن
- غزل شمارهٔ ۶۱۸۲ صائبگوشها گنجینه گوهر شد از گفتار توکس ندارد یاد یاقوت گهرباری چنین
- غزل شمارهٔ ۶۳۶۴ صائباز گریه خوشه های گهر چید دست تاکدارد درین حدیقه ثمرها گریستن
- غزل شمارهٔ ۶۴۶۸ صائبخاک از دست گهربار تو دریا گشته استخوشه گوهر به دامن می کند دهقان تو
- غزل شمارهٔ ۶۵۷۵ صائباز دو ناخن گر گره وا می شود، چون از صدفبر جبین خویشتن دایم گهر دارد گره؟
