جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۸۰ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۷ جلال الدین محمد مولویمرگ آینهست و حسنت در آینه درآمدآیینه بربگوید خوش منظر است مردن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۵ جلال الدین محمد مولویمست شدی عاقبت آمدی اندر میانمست ز خود میشوی کیست دگر در جهان
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ جلال الدین محمد مولویباز برآمد ز کوه خسرو شیرین منباز مرا یاد کرد جان و دل و دین من
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ جلال الدین محمد مولویدر دل خاک از کجا های بدی و هو بدیگر نه پیاپی آمدی دعوت های های تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ جلال الدین محمد مولویای صدف چون آمدی در بحر ما غمگین مباشچون صدفها گوهرافشانت کنم نیکو شنو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ جلال الدین محمد مولویدوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ جلال الدین محمد مولویاز جا به بیجا آمده اه رفته هیهای آمدهبیدست و بیپای آمده چون ماه خوش خرمن شده
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۴ جلال الدین محمد مولویآمدهام مست لقا کشته شمشیر فناگر نه چنینم تو مرا هیچ دل شاد مده
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ جلال الدین محمد مولویبربند دهان از نان کآمد شکر روزهدیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ جلال الدین محمد مولویاز سر قدم بساختم ای آفتاب حسنهم سر به جوش آمده هم پا بسوخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ جلال الدین محمد مولویخوشتر روید ای همرهان کآمد طبیبی در جهانزندهکنِ هر مردهای بیناکنِ هر اکمهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ جلال الدین محمد مولویچونک خیالت نبود آمده در چشم کسیچشم بزِ کشته بوَد تیره و خیرهنگری
