جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۹۴ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ بیدل دهلویدر انجمن یاس چه گویم به چه شغلمدر کارگه عجز ندانم به چه کارم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ بیدل دهلویبحر فطرت بهگهر سازی من میگویدگرچه صیقل زدهام آینهٔ اشک یتیم
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ بیدل دهلویموجگهر چه مقدار از آب سر برآرددارد بنای اقبال دیوار تا به گردن
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۹ بیدل دهلویدستگاه حیرتت در چارسوی آگهیجنس هر آیینه بیرون دکان انداخته
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ بیدل دهلویساز راحت گر همه خارست دام غفلت استبر نگه تکلیف خواب آورد مژگان بستری
- شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق و شرح احوال خود و تضمین قطعهای از ظهیر فاریابی عبید زاکانیتا ابد پادشاه هفت اقلیمدرگه او پناه هفت اقلیم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمالالدین ابواسحق اینجو عبید زاکانیبرق از شعاع خنجر او ناگهان بجستزیرا که شرمش از گهر شرمسار اوست
- شمارهٔ ۴ - در مدح رکنالدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانیگهم به سلسله قرض پای بند کندگهم به منت و افلاس مبتلا دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیخجسته کلک گهربار عنبر افشانتبه سائلان خبر گنج شایگان آورد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیز رنگ و بوی چمن جنتیست پنداریکه هست درگه اعلای شاه شاه نژاد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیجمال دنیی ودین کافتاب هر روزهبه سوی درگه او بندهوار میآید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیچو بخت دولت اقبال و فتح و نصرت رویبه سوی بارگه شاه کامکار آرد
