جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۶۴۶ از ۱٬۰۳۳
- شمارهٔ ۳۵۹ جامیدل از بتان پریزاد چون کنم جامیچو من ز مادر فطرت بدین صفت زادم
- شمارهٔ ۳۶۰ جامیچون غنچه لب به خنده گشاییم در چمنخونهای بسته ته به ته از دل بدر کنیم
- شمارهٔ ۳۶۱ جامیمگو جامی بدان مه کز غم خویشم رهایی دهخلاص مرغ دام افتاده از صیاد نگشاید
- شمارهٔ ۳۶۳ جامیمی گفت شب عروس سپهرم که جامیازیور ز در نظم تو یابد هماره ام
- شمارهٔ ۳۶۷ جامیپیش از اساس گنبد فیروزه سپهرعشقت کشید رخت به کاشانه دلم
- شمارهٔ ۳۷۰ جامیگو اجل جیبم بدر پیوند عمر من بس استرشته پیراهنت کز طرف دامان میکنم
- شمارهٔ ۳۷۰ جامیگر کار دل عاشق با کافر چین افتدبه زانکه به بدخویی بی رحم چنین افتد
- شمارهٔ ۳۷۳ جامیدمبدم دل ز درون چشمه خون بگشایدتا بشوید رقم غیر تو از دفتر چشم
- شمارهٔ ۳۷۶ جامیحجاب جان من آمد بدن ز صحبت اومرا بس است همین جان بدن نمی خواهم
- شمارهٔ ۳۷۹ جامیخود به هر شکل که خواهی بدر آیی وانگهبه جهان درفکنی دبدبه «کن فیکون »
- شمارهٔ ۳۷۹ جامیپیر گشتم من بدروز ولی در دل منجز تمنای جوانان نکوروی نماند
- شمارهٔ ۳۸۰ جامیدر دیار خوبرویان دلربایی یافت نیستیا به شهر عشقبازان هیچ صاحبدل نماند
