جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۶۶۳ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۱۸۹ جامیکس رطب بی خسته کم دیده ست لب از من مدوزتا که سازم آن رطب را خسته از دندان خویش
- شمارهٔ ۱۹۰ جامیبه گردش ار چه رسیدن نمی توان باریکشم به دیده غبار رهی که او رفته ست
- شمارهٔ ۱۹۲ جامیچشم سیار جهان مثل ندیدت هر چندنسخه چهره گشایان خطا برهم زد
- شمارهٔ ۱۹۳ جامیچون خیمه را دیدم تهی از وصلت ای سرو سهیجویی که گرد خیمه بود از گریه جیحون کردمش
- شمارهٔ ۱۹۴ جامیدیده خوش گشت چو بنشست خیال تو در اوبنشین خرم و خندان که بود جای تو خوش
- شمارهٔ ۱۹۴ جامیچشم مردم دار و لب خندان و ابرو بی گرهبهر محنت دیدگان مجموعه الطاف بود
- شمارهٔ ۱۹۵ جامیرخصت جامی بده تا پی دفع رمددیده بمالد گهی بر کف پای تو خوش
- شمارهٔ ۱۹۶ جامیکی بود روی نهفتن قصه شوق تو رابس که بررخ مردمان دیده تحریرش کنند
- شمارهٔ ۱۹۷ جامیچو عاشق در چمن تنها رود در پای هر گلبنز ابر دیده خون آرد هوای گلعذارانش
- شمارهٔ ۱۹۸ جامیدیده را چون رسد از گریه هجران رمدیزان به خاک قدم دوست توان یافت خلاص
- شمارهٔ ۱۹۹ جامیمیان آتش و آب از غم تو دلشده جامیز سینه شعله فروزد ز دیده اشک فشاند
- شمارهٔ ۱۹۹ جامیقد تو سرو و تنت گل رخ ارغوان آمدکه دیده سرو گل اندام ارغوان عارض
