جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۵۰۷ نتیجه برای «راز» · صفحهٔ ۶۷ از ۴۵۹
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ جلال الدین محمد مولویدهان پر است جهان خموش را از رازچه مانعست فصیحان حرفپیما را؟
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ جلال الدین محمد مولویخموش باش مگو راز اگر خرد داریز ما خرد مطلب تا پری ما با ماست
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ جلال الدین محمد مولویگر به تمام مستمی راز غمش بگفتمیگفت تمام چون شکر زان مه خوش لقا رسد
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ جلال الدین محمد مولویوقت تنهایی خمش باشند و با مردم به گفتکس نگوید راز دل را با در و دیوار خود
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ جلال الدین محمد مولویتا باخودست راز نهان دارد از ادبچون مست شد چه چاره که خودکام میرود
- غزل شمارهٔ ۸۸۷ جلال الدین محمد مولویدست حق آمد دراز با کف حق کژ مبازدر ره حق هر که کاشت دانهٔ جو، جو درود
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ جلال الدین محمد مولویاگر چه مست بود گل خراب نیست چو منکه راز نرگس مخمور با شما گوید
- غزل شمارهٔ ۹۷۱ جلال الدین محمد مولویچون زبان متصل به دل بودمراز دل یک به یک بیانم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ جلال الدین محمد مولویوگر تو با من هم خرقهای و همرازیبگو که صورت آن شیخ خرقه پوش چه بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ جلال الدین محمد مولویمرا گر آن زبان بودی که راز یار بگشودیهر آن جانی که بشنودی برون جستی از این معبر
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ جلال الدین محمد مولویبرای عاشق و دزدست شب فراخ و درازهلا بیا شب لولی و کار هر دو بساز
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ جلال الدین محمد مولویدهان ببستهام از راز چون جنین غممکه کودکان به شکم در غذا خورند از ناف
