جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۶۷۴ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۳۶۶ جامیگر تو را آرزوی دیدن دیدار خود استکرده آیینه خود پاک ز زنگ است دلم
- شمارهٔ ۳۶۷ جامیهر دم ز شوق لعل توام دیده ساغریستپر کرده از ترشح پیمانه دلم
- شمارهٔ ۳۷۰ جامیمیکنم آماده کحل دیده و عطر کفناز درت خاکی که شب پنهان ز دربان میکنم
- شمارهٔ ۳۷۰ جامیجامی چو سخن راند از لعل گهربارتدر دامنش از دیده درهای ثمین افتد
- شمارهٔ ۳۷۲ جامینخواهم فسحت باغ و مسلسل آبها در ویکه بیدیدار او جز بند و زندانش نمیدانم
- شمارهٔ ۳۷۲ جامیگذر دیده شد آغشته به خون دل ازانپارههای جگر آلوده به خون میافتد
- شمارهٔ ۳۷۳ جامیبعد دیدار تو چون آتش شوقم سوزدخیزدم صد علم نور ز خاکستر چشم
- شمارهٔ ۳۷۵ جامیمرا کی باشد آن یارا که چشم از یار بربندمبه قول پند گویان دیده از دیدار بربندم
- شمارهٔ ۳۷۶ جامیچنان برآن تن نازک همی برم غیرتکه دیدنش به ته پیرهن نمی خواهم
- شمارهٔ ۳۷۸ جامینشان مجو ز دل آتشینم آه نگرکز آتشی که تو دیدی به غیر دود نماند
- شمارهٔ ۳۷۹ جامیجگرم خون شد و جمعیت دل دست ندادجای آنست که از دیده فروریزم خون
- شمارهٔ ۳۸۱ جامیرخت بنما که بر من جان سپردن در دم آخرز محرومی دیدار این چنین دشوار میگردد
