جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۷۰۲ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۷ جلال الدین محمد مولویوگر از درونه مستی و به قاصدی ترش روبدر اندر آب و آتش که دگر خطر نداری
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۷ جلال الدین محمد مولویتو به صورت مهی اما به نظر مریخیقاصد کشتن خلقی چو سنان میلرزی
- غزل شمارهٔ ۲۹۷۱ جلال الدین محمد مولویمقصود شمس دین است هم صدر و هم خداوندوصلم به خدمت او است چون مرغزی و رازی
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۹ جلال الدین محمد مولوییا هجر لم تقل لی بالله ربناهذا الصدود منک علینا الی متی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۳ جلال الدین محمد مولویسکسک بدیم و توسن و در راه صدق لنگرهوار از آن شدیم که رهوار میکشی
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۲ جلال الدین محمد مولویکی بشود این وجود پاک ز بیگانگانتا نرسد خلعتی دولت صدمردهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۸ جلال الدین محمد مولوییکان یکان بنماید هر آنچ کاشت خموشکه حاملهست صدفها ز در ربانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۳ جلال الدین محمد مولویمیان ببستی و کردی به صدق خدمت دینکنند خدمت تو بعد از این که تو دینی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۱ جلال الدین محمد مولویحدیث جان توست این و گفت من چو صداستاگر تو شیخ شیوخی وگر مریدستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۵ جلال الدین محمد مولویبا چرخ گردان تیره هواییدارد همیشه قصد جدایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۴۵ جلال الدین محمد مولویگفتمش «قصد خون من داریبی خطا و گناه» گفت «آری»
- غزل شمارهٔ ۳۱۷۹ جلال الدین محمد مولویای که به قصد نیمشب بسته نقاب آمدیآن همه حسن و نیکوی نست مناسب بدی
