جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸۶۲ نتیجه برای «روی» با فیلتر سعدی · صفحهٔ ۷۱ از ۷۲
- حکایت شمارهٔ ۲۸ سعدی شیرازیدرویش از این واقعه خستهخاطر همیبود تا یکی از دوستان قدیمش که در حالتِ درویشی قَرین بود، از سفری باز آمد و در چنان مرتبه دیدش.
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ سعدی شیرازیسِحر است چشم و زلف و بناگوششان، دریغ!کاین مؤمنان به سِحر چنین بگرویدهاند
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ سعدی شیرازیدخترانِ طبع را یعنی سخن با این جمالآبرویی
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ سعدی شیرازینمایندت به هم خلقی به انگشتچو بینند آن دو ابروی هلالی
- در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف سعدی شیرازیزخمی چنان نبود که مرهم توان نهادداروی دل چه فایده دارد چو جان برفت
- بخش ۱۴ - حکایت سعدی شیرازیچو حکم ضرورت بود کآبرویبریزند باری بر این خاک کوی
- بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام سعدی شیرازیبگفتا فراتر مجالم نماندبماندم که نیروی بالم نماند
- بخش ۸ - حکایت در معنی شفقت سعدی شیرازیبه یک هفته نقدش به تاراج دادبه درویش و مسکین و محتاج داد
- بخش ۲۳ - حکایت در این معنی سعدی شیرازیبرنجید و پس با دل خویش گفتچه رنجم؟ حق است این که درویش گفت
- بخش ۲۰ - حکایت فریدون و وزیر و غماز سعدی شیرازیپسندید از او شهریار آنچه گفتگل رویش از تازگی برشکفت
- بخش ۱ - سر آغاز سعدی شیرازیسکونی به دست آور ای بی ثباتکه بر سنگ گردان نروید نبات
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازی… مفارقت انجامید. چون مدت عدت بر آمد، عقد نکاحش بستند با جوانی تند و ترشروی تهیدست بدخوی. جور و جفا میدید و رنج و عنا میکشید و شکر نعمت حق همچنان میگفت که: الحمدلله که از آن عذاب الیم برهیدم و بدین نعیم مقیم برسیدم.
