جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۲۱ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۹۹ جلال الدین محمد مولویچه یاری یابد از یاران همدلکسی کز جان شیرین گشت تنها
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ جلال الدین محمد مولویکه سرگردان بدین سرهاست گر نهسکون بودی جهان بیسکون را
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ جلال الدین محمد مولویمیگرد و چو ماه نور میدهحمرا می ده بدان حمیرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ جلال الدین محمد مولویآوه که بدین قدر تو شادیآخر تو به اصل اصل خویش آ
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ جلال الدین محمد مولویموسی چو بدید ناگهانیاز سوی درخت آن ضیا را
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ جلال الدین محمد مولویاین حال بدایت طریقستبا گم شدگان دهم نشان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ جلال الدین محمد مولویلیک اندر محو هستیشان یکی صد گشته بودهست محو و محو هست آنجا بدید آمد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ جلال الدین محمد مولویبرفشان چندانکه ما افشانده گردیم از وجودتا که هر قاصد بیابد در فنا مقصود را
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ جلال الدین محمد مولویخوش خوش اندر بحر بیپایان او غوطی خوردتا ابدهای ابد خود این سر و پایان ما
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ جلال الدین محمد مولویطاق و ایوانی بدیدم شاه ما در وی چو ماهنقشها میرست و میشد در نهان آن طاق را
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ جلال الدین محمد مولویتو در آن سایه بنه سر که شجر را کند اخضرکه بدان جاست مجاری همگی امن و امان را
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ جلال الدین محمد مولویز شعاع مه تابان ز خم طره پیچاندل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را
