جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۲۸ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ جلال الدین محمد مولویگر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبینآنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد
- غزل شمارهٔ ۷۸۳ جلال الدین محمد مولویاین همه عربده و تندی و ناسازی چیستنه همه همره و هم قافله و هم زادند
- غزل شمارهٔ ۷۸۵ جلال الدین محمد مولویدر فروبند و بده باده که آن وقت رسید،زردرویان تو را، که می احمر گیرند
- غزل شمارهٔ ۷۹۵ جلال الدین محمد مولویبه برهنه شده عشق قبایی بدهندوز شکرخانه آن دوست نوایی برسد
- غزل شمارهٔ ۸۰۲ جلال الدین محمد مولویجان بدان عشق سپارید و همه روح شویدوز پی صدقه از آن رنگ به گلزار دهید
- غزل شمارهٔ ۸۰۹ جلال الدین محمد مولویلیک گرمابهبان را صورتی درنیابدگرچه صورت ز جستن در کر و در فر آید
- غزل شمارهٔ ۸۳۶ جلال الدین محمد مولویور ز دلداری و جان بخشی توجان بیابد دو سه بیجان چه شود
- غزل شمارهٔ ۸۳۸ جلال الدین محمد مولویور ز دلداری و جان بخشی توجان بیابد دو سه بیجان چه شود
- غزل شمارهٔ ۸۴۱ جلال الدین محمد مولویکافر به وقت سختی رو آورد بدان سواین سو چو درد بیند آن سوش باور آمد
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ جلال الدین محمد مولویوقتی خوش است ما را، لابد نبید بایدوقتی چنین به جانی جامی خرید باید
- غزل شمارهٔ ۸۵۹ جلال الدین محمد مولویروزی که او بغرد صندوق را بدردکاری نماید اکنون بیکار مینماید
- غزل شمارهٔ ۸۶۰ جلال الدین محمد مولویمه میدود چو آیی در ظل آفتابیبدری شود اگر چه شکل هلال گیرد
