جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۹ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ جلال الدین محمد مولویگر تخت نهی ما را بر سینه دریا نهور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ جلال الدین محمد مولویچون مست ازل گشتی شمشیر ابد بستانهندوبک هستی را ترکانه تو یغما کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ جلال الدین محمد مولویخدایا دررسان جان را به جانهابدان راهی که رفتند آل یاسین
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۵ جلال الدین محمد مولویبرو ای دل به سوی دلبر منبدان خورشید شرق و شمع روشن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ جلال الدین محمد مولویچرا دنیا به نکته مستحیلهفریبد چو تو زیرک را به حیله
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ جلال الدین محمد مولویتا صورت راست را بدانیدر سینه ز صورت دروغین
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ جلال الدین محمد مولویجان به خواب از تن برآید در خیال آید بدیدتن شود معزول و عاطل صورتی دیگر مبین
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ جلال الدین محمد مولوی«تائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائحون»
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ جلال الدین محمد مولویما مثال موجها اندر قیام و در سجودتا بدید آید نشان از بینشان ای عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۱ جلال الدین محمد مولویجمله گلها صلح جو و خار بدخو جنگ جوخیز ای وامق تو باری عهد عذرا تازه کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ جلال الدین محمد مولویاز بدیها آن چه گویم هست قصدم خویشتنزانک زهری من ندیدم در جهان چون خویشتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ جلال الدین محمد مولویهم بدان سو که گه درد دوا می خواهیوقف کن دیده و دل روی به هر سوی مکن
