جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۴۰ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۲ جلال الدین محمد مولوینم اندیشه بیا قلزم اندیشه نگرصورت چرخ بدیدی هله اکنون جان بین
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۹ جلال الدین محمد مولویتبریز شمس دین را هم ناگهان ببینیوآنگه از او بیابی صبح ابد دمیدن
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۷ جلال الدین محمد مولویبگذار جسم و جان شو رقصان بدان جهان شومگریز اگر چه حالی شور و شر است مردن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۳ جلال الدین محمد مولویمؤمن فسون بداند بر آتشش بخواندسوزش در او نماند ماند چو ماه روشن
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۴ جلال الدین محمد مولویعربده قال نیست حاجت دلال نیستجعفر طرار نیست جعفر طیار من
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ جلال الدین محمد مولویگوید تو کار خویش میکن و من کار خویشاین بُدهست از ازل یاسه پیشین من
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۶ جلال الدین محمد مولویشراب حاضر و دولت ندیم و تو ساقیبده شراب و دغلهای ساقیانه مکن
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ جلال الدین محمد مولویمشک بدرید و بینداخت دلوغرقه آب آمد سقای من
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ جلال الدین محمد مولویهذا کنفی هذا عمدیهذا ازلی هذا ابدی
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ جلال الدین محمد مولویمن هو لا یغبط هذ السقامن هو لا یعبد هذ الوثن
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ جلال الدین محمد مولویمن خود کی باشم آسمان در دور این رطل گرانیک دم نمییابد امان از عشق و استسقای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ جلال الدین محمد مولویبر سر مستان ابد خارجیی راه زندشحنگیی چون نکنی زخم تو کو دار تو کو
