جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۵۶۸ نتیجه برای «دل» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۸۱ از ۱۳۱
- بخش ۴ جامیکنیزکی مغنیه که به حسن غنا موصوف بود و به لطف نوا معروف، جمالی بی بدل داشت و حسنی بی خلل، روزی در منظر خواجه خود سازی می نواخت و غزلی می پرداخت.
- شمارهٔ ۱۰ - آشیان ویران پروین اعتصامیمانا که دل از تپیدن افتاد
- شمارهٔ ۲ - در مدح سلطان اویس جلایری عبید زاکانیبنمود عید چهره و اندر رسید بازخرم وصال دلبر و خوش بامداد عید
- بخش ۲ - تمهید اقبال لاهوریدیده از قندیل دل روشن نکردپس ندید الا کبود و سرخ و زرد
- بخش ۳۴ - برآمدن انجم شناس مریخی از رصدگاه اقبال لاهوریبر جهان چشم جهان بین را گشاددل به سیر خطه آدم نهاد
- حکایت شمارهٔ ۳۳ سعدی شیرازیآوردهاند که عابد به شهر اندر آمد و بستانسرای خاصِّ مَلِک را بدو پرداختند، مقامی دلگشایِ روان آسای.
- در زوال خلافت بنیعباس سعدی شیرازیگریه بیهودست و بیحاصل بود شستن به آبآدمی را حسرت از دل و اسب را داغ از سَرین
- سیو سوم جلال الدین محمد مولویمنه لب بر لب هر بوسه جوییکه تا ز آن دلبر زیبا نمانی
- چهاردهم جلال الدین محمد مولویای قد و بالای تو حسرت سرو بلندخنده نمیآیدت، بهر دل من بخند
- دوازدهم جلال الدین محمد مولویدر حالت مستی چو دل و هوش نگنجیدپس نیست عجیب گر قدح و جام نگنجد
- چهارم جلال الدین محمد مولویدل چون سنگ در آنست که گوهر گرددعشق فارغ کندش از گهر و بیگهری
- بیستم جلال الدین محمد مولویز پگه جام چو دریا چو به کف بگرفتمصفت موج دل و گوهر گویا برگو
