جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۸۳ از ۶۱۱
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ جلال الدین محمد مولویگفت مرا که چند چند سیر نگشتی از سخنزانک سوی تو می رود این سخن روان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ جلال الدین محمد مولویهر چند شب غفلت و مستیت دراز استما بر همه چون صبح بخواهیم دمیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ جلال الدین محمد مولویتا چند در این ابر نهان باشد آن ماهجانها به لب آمد هله وقت است نمودن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ جلال الدین محمد مولویسایه خویشی فنا شو در شعاع آفتابچند بینی سایه خود نور او را هم ببین
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ جلال الدین محمد مولویچند گفتیم پراکنده دل آرام نیافتجز بدان جعد پراکنده آن خوب زمن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ جلال الدین محمد مولویچند صفها بشکستی و بدیدی همه راهیچ دیدی تو صفی چون صف اشکسته من
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۰ جلال الدین محمد مولوینیست بازی کشش جزو به اصل کل خویشچند پیغامبر بگریست پی حب وطن
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۳ جلال الدین محمد مولویدامن سیب کشانیم سوی شفتالوببریم از گل تر چند سخن سوی سمن
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۰ جلال الدین محمد مولویگفتی ملول گشتم از عشق چند گوییآن کس که نیست عاشق گو قصه مختصر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۰ جلال الدین محمد مولویتا چند عذر گویی کورند و مینبینندگر کورشان نخواهی در دیدهشان نظر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۹ جلال الدین محمد مولویای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۲ جلال الدین محمد مولویچند شود تر زمین از مدد اشک منچند بسوزد فلک از تبش و آه من
