جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۸۴ از ۶۱۱
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۵ جلال الدین محمد مولویچند نهان میکنم شمس حق مغتنمخواجگیی میکند خواجه تبریز من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ جلال الدین محمد مولویبس کن ای دل چو شدی مات شهچند ز هیهای و ز هیهات من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ جلال الدین محمد مولویچند بپرسی که رخت زرد چیستاز غم تو ای بت گلرنگ من
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ جلال الدین محمد مولویمرده به مرگ پار من زنده شده ز یار منچند خزیده در کفن زنده از آن مسیح خو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ جلال الدین محمد مولویبر باده لعل زد رخ منتا چند نهد به زرگری رو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۴ جلال الدین محمد مولویتا چند ز ناسزا و دشنامآن دلداری و آن سزا کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ جلال الدین محمد مولویچند پرسی مر مرا از وحشت و شبهای هجرشب کجا ماند بگو در دولت ایام او
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ جلال الدین محمد مولویچند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدیراست گویم ای صنم از کار تو از کار تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ جلال الدین محمد مولویرو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریزچند باشی خفته زیر این دو سگ چالاک شو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ جلال الدین محمد مولویگفتم: «این جان مرا، گرد جهان چند کشی؟»گفت: «هر جا که کشم زود بیا، هیچ مگو»
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ جلال الدین محمد مولویبنهاد دست بر دل پرخون که آن کیستهر چند شرم بود بگفتم کز آن تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ جلال الدین محمد مولویدر خواب شو ز عالم وز شش جهت گریزتا چند گول گردی و آواره سو به سو
