جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۲۹ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ جلال الدین محمد مولویبا چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟گوهری باشی و از سنگی فرومانی!؟ چرا ؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ جلال الدین محمد مولویدوش من پیغام کردم سوی تو استاره راگفتمش خدمت رسان از من تو آن مهپاره را
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ جلال الدین محمد مولویچون لبِ اقبالِ دولت تو گزیدی باک نیستگر ز زخمِ خشم دستِ خود گزیدستی دلا
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ جلال الدین محمد مولویتو چرا منکر نوری؟ مگر از اصل تو کوری؟وگر از اصل تو دوری، چه از این مشعلهها را؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ جلال الدین محمد مولویدم سخت گرم دارد که به جادوی و افسونبزند گره بر آب او و ببندد او هوا را
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ جلال الدین محمد مولویبدود به چشم و دیده سوی حبس هر کی او راز چنین شکرستانی برسد چنین تقاضا
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ جلال الدین محمد مولویچه تفرج و تماشا که رسد ز جام اولدومش نعوذبالله چه کنم صفت سوم را
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ جلال الدین محمد مولویاین قضا را دوستان خدمت کنندجان کنند از صدق ایثار قضا
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ جلال الدین محمد مولویای رویت از قمر به آن رو به روی من نهتا بنده دیده باشد صد دولت ابد را
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ جلال الدین محمد مولویهر دم ز باغ بویی آید چو پیک سویییعنی که الصلا زن امروز دوستان را
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ جلال الدین محمد مولویوالله ز دور آدم تا روز رستخیزکوته نگشت و هم نشود این درازنا
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ جلال الدین محمد مولویگر نه تهی باشدی بیشتر این جویهاخواجه چرا میدود تشنه در این کویها؟
