جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۶۰ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ جلال الدین محمد مولویتا بگشتی در شب تاریک ز آتش نالهاتا چو احوال قیامت دیده شد اهوالها
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ جلال الدین محمد مولویمن جفاگر بیوفا جستم که هم جامم شودپیش جام او بدیدم مست افتاده وفا
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ جلال الدین محمد مولویشکرفروش چنین چست هیچ کس دیدهستسخن شناس کند طوطی شکرخا را
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ جلال الدین محمد مولویمیان صد کس عاشق چنان بدید بودکه بر فلک مه تابان میان کوکبها
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ جلال الدین محمد مولویسوگند به جان تو که جز دیدن رویتگر ملک زمینست فسونست و فسانهست
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ جلال الدین محمد مولوییعقوبوار «وا اَسَفا»ها همی زنمدیدارِ خوبِ یوسفِ کنعانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ جلال الدین محمد مولویموسی جان بدید درختی ز نور نارآن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ جلال الدین محمد مولویچو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشدچو دیدی روز روشن را چه جای پاسبان باشد
- غزل شمارهٔ ۶۳۷ جلال الدین محمد مولویبه دیدار نهانید به آثار عیانیدپدید و نه پدیدیت که چون جوهر جانید
- غزل شمارهٔ ۶۶۰ جلال الدین محمد مولویچو باده در من آتش زد بدیدمکه از هر آب آذر میتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۷۲۹ جلال الدین محمد مولویپس ز نومیدی بود کان کور بر درها رودداروی دیده نجوید جمله ذکر نان کند
- غزل شمارهٔ ۷۳۴ جلال الدین محمد مولویاندر این شطرنج برد و ماند یک سان شد مراتا بدیدم کاین هزاران لعب یک کس مینهاد
