جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۹۶۷ از ۱٬۵۰۱
- شمارهٔ ۹۷۲ جامیچون آن دو هفته مه را همچون مه دو هفتههر هفته دید نتوان قانع شدم به ماهی
- شمارهٔ ۹۷۳ جامیسایه توست جهان بر عدم افتاده و ماچشم آن سایه و در چشم تویی بینایی
- شمارهٔ ۹۷۵ جامیاجل نزدیک شد دور از توام آخر چه کم گردداگر روزی قدم در پرسش من رنجه فرمایی
- شمارهٔ ۹۷۶ جامیباشد غم هجر تو به خونابه بر آن نقشگر از سر خاکم بدمد برگ گیایی
- شمارهٔ ۹۸۲ جامیمن به بیماری خود خوش بودمی گر زانکه توگوشه چشمی به حال ناتوانی داشتی
- شمارهٔ ۹۸۴ جامیچون لب خود جانفزا چون چشم خود مردم کشیدر همه فنها چو استادان یک فن آمدی
- شمارهٔ ۹۸۶ جامینهادی بر گلوی صید تیغ و من به صد حسرتهمی مردم چه بودی گر به جای صید من بودی
- شمارهٔ ۹۹۱ جامیمردمان ز آب دو چشمم جز به کشتی نگذرندشاهد این حال بس دجله یکی جیحون یکی
- شمارهٔ ۹۹۷ جامیجامی تو و جام می و بیهوشی و مستیراه و روش مردم هشیار چه دانی
- شمارهٔ ۹۹۹ جامیگاهی ز هجر چشم مرا خون فشانی کنیگاهی به وصل خاطر من شادمانی کنی
- شمارهٔ ۱۰۰۰ جامیگرچه دیده ست بسی رنج ز چشمم قدمتچشم بر راه تو دارم که قدم رنجه کنی
- شمارهٔ ۱۰۰۳ جامیروز و شب در نظرت موج زنان بحر قدمحیف باشد که به لوث حدث آلوده شوی
