جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۰ نتیجه برای «بدو» با فیلتر منطقالطیر (عطار) · صفحهٔ ۱ از ۲
- حکایت مردی که پس از مرگ حقهای زر او بازمانده بود عطار نیشابوریگفت: «زر بنهادهام این جایگاهمن ندانم تا بدو کس یافت راه»
- بیان وادی حیرت عطار نیشابوریگر بدو گویند مستی یا نهاینیستی گویی که هستی یا نهای
- حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست عطار نیشابوریاز نکوتر چیز اگر آگاهمیچون رسیدم من بدو، آن خواهمی
- حکایت دیوانهای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بود عطار نیشابوریگر بمیرد هر که را با اوست دلدل بدو ده دوست دارد دوست دل
- حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژندهپوش عطار نیشابوریهیچ نتوانند دید آن قوم راهچه بدو چه نیک جز زان جایگاه
- گفتگوی شیخ غوری با سنجر عطار نیشابوریاز شما هم فخر و هم عاریم نیستبا بدو نیک شما کاریم نیست
- حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ درید عطار نیشابوریجمله زو گوید، بدو گوید همهجمله زو جوید، بدو جوید همه
- گفتار یوسف همدان دربارهٔ عالم وجود عطار نیشابوریهرچ بود و هست و خواهد بود نیزچه بدو چه نیک، یک یک ذره چیز
- گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگ عطار نیشابوریچون جهان میبگذرد، بگذر تو نیزترک او گیر و بدو منگر تو نیز
- حکایت صوفیی که هرگاه جامه میشست باران میآمد عطار نیشابوریگفت تا هستی بدو دلشاد باشوز همه گویندهٔ آزاد باش
- حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاند عطار نیشابوریچون بدو اقرار آوردی درستکی شود انکارآن کردی درست
- احوال مالک دینار عطار نیشابوریچون بدو دادی تو هر دولت که هستکی توانی دادن آسانش ز دست
