جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۲ نتیجه برای «چند» با فیلتر منطقالطیر (عطار) · صفحهٔ ۱ از ۶
- حکایت تاجری که از فروختن کنیز خود پشیمان شد عطار نیشابوریتاجری مالی و مِلکی چند داشتیک کنیزک با لبی چون قند داشت
- حکایت چوب خوردن بلال عطار نیشابوریچون چنان بودند ایشان تو چنینچند خواهی بود حیران تو چنین
- گفتگوی خضر(ع) با دیوانهای عطار نیشابوریزآنک خوردی آب حیوان چند راهتا بماند جان تو تا دیرگاه
- نکتهای که شیخ بصره از رابعه پرسید عطار نیشابوریرابعه گفتش که ای شیخ زمانچند پاره رشته بودم ریسمان
- حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن عطار نیشابوریبر عدو چون شفقتش چندین بودبا چو صدیقیش هرگز کین بود
- حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسید عطار نیشابوریگر بسی بینی نه بینی هیچ توچند گویم بیش ازین کم پیچ تو
- حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دید عطار نیشابوریچند جویی دیگران را عیب بازآن خود یک ره بجوی از جیب باز
- حکایت درویش حقجو و راز و نیاز او عطار نیشابوریجان و دل از آتش رشکم بسوختچند گریم چون همه اشکم بسوخت
- حکایت عاشقی که در پی معشوق خود را در آب افکند عطار نیشابوریتو منی یا من توم، چند از دویبا توم من ، یا توم، یا تو توی
- حکایت پیرزنی که به ده کلاوه ریسمان خریدار یوسف شد عطار نیشابوریزان زنی پیری به خون آغشته بودریسمانی چند در هم رشته بود
- حکایت ذالنون که چهل مرقع پوش را که جان داده بودند دید عطار نیشابوریگفتم آخر این چه کارست ای خدایسروران را چند اندازی ز پای
- حکایت بندهای که با خلعت شاه گرد راه از خود پاک کرد و بردارش کردند عطار نیشابوریمن ندارم خویش را در بند هیچبرفشانم جمله چند از بند هیچ
