جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۶ نتیجه برای «خون» با فیلتر رموز بیخودی (اقبال لاهوری) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۳۰ - لم یلد و لم یولد اقبال لاهوریقوم تو از رنگ و خون بالاتر استقیمت یک اسودش صد احمر است
- بخش ۷ - محاورهٔ تیر و شمشیر اقبال لاهوریچاک چاک از نوک خود گردانمشنیمه ئی از موج خون پوشانمش
- بخش ۱۱ - حکایت بوعبید و جابان در معنی اخوت اسلامیه اقبال لاهوریکرد مسلم تیغ را اندر نیامگفت خونتریختن بر من حرام
- بخش ۱۲ - حکایت سلطان مراد و معمار در معنی مساوات اسلامیه اقبال لاهوریجوی خون از ساعد معمار رفتپیش قاضی ناتوان و زار رفت
- بخش ۱۸ - در معنی اینکه در زمانه انحطاط تقلید از اجتهاد اولی تر است اقبال لاهوریخون گران سیر است در رگهای اوسنگ صد دهلیز و یک سیمای او
- بخش ۱۰ - در معنی اینکه مقصود رسالت محمدیه تشکیل و تأسیس حریت و مساوات و اخوت بنی نوع آدم است اقبال لاهوریاز غلامی فطرت او دون شدهنغمه ها اندر نی او خون شده
- بخش ۴ - در معنی اینکه ملت از اختلاط افراد پیدا میشود و تکمیل تربیت او از نبوت است اقبال لاهورینو دمیده سبزه ی خاکش هنوزسرد خون اندر رگ تاکش هنوز
- بخش ۲۵ - در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است اقبال لاهوریدل ز آلام امومت کرده خونگرد چشمش حلقه های نیلگون
- بخش ۵ - ارکان اساسی ملیهٔ اسلامیه رکن اول: توحید اقبال لاهوریدر ره حق تیز تر گردد تکشگرم تر از برق خون اندر رگش
- بخش ۱۶ - در معنی اینکه ملت محمدیه نهایت زمانی هم ندارد، که دوام این ملت شریفه موعود است اقبال لاهوریغنچه ئی از دست گلچین خون شوداز چمن مانند بو بیرون رود
- بخش ۲۱ - در معنی اینکه حیات ملیه مرکز محسوس میخواهد و مرکز ملت اسلامیه بیت الحرام است اقبال لاهوریدهر سیلی بر بنا گوشش کشیدزندگی خون گشت و از چشمش چکید
- بخش ۲ - پیشکش به حضور ملت اسلامیه اقبال لاهوریآرزوئی داشتم خون کردمشتا ز راه دیده بیرون کردمش
