جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۶ نتیجه برای «خور» با فیلتر قصیدهها (ایرج میرزا) · صفحهٔ ۱ از ۲
- شمارهٔ ۲۶ - امتحان خطّ و سخن ایرج میرزابه خورد و خواب نپرداختم که با خور و خوابجوان نخواهد گشتن به قول مرد کهن
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح امیرنظام ایرج میرزامن در خورِ فضلِ خود مدحِ تو سُرایماما نه بدان سان که بباییّ و بشایی
- شمارهٔ ۱۵ - اندرز و نصیحت ایرج میرزاذرّه بر چرخ رسد از اثرِ تابشِ خورپِشک خوشبو شود از صحبتِ مُشکِ اَذفَر
- شمارهٔ ۲ - دیدار ایرج میرزاای که گویی قصه از زلف پریشان درازرو ببین آن طرۀ فر خوردۀ کوتاه را
- شمارهٔ ۱۹ - مطایبه ایرج میرزاهمچنان گر دو شبانروز نیابی خورشیهر غذایی که در او موی ببینی مَخُورش
- شمارهٔ ۱۸ - مزاح با یکی از وزیران ایرج میرزاکیر کافرکیش یک شب اختیار از من ربودخورده بودم کاش آن شب حَبِّ کافور ای وزیر
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح مولایِ متّقیان ایرج میرزاشود چو چشمۀ خورشید روشن ار برسدز خاکِ پایش گَردی به دیدۀ اعمی
- شمارهٔ ۱۲ - شکوۀ دوستانه از ملک الشّعرایِ بهار ایرج میرزااسمِ نان بردم و گفتی تو که نانِ دگرانهمچو نانی که خورد حضرتِ والا نشود
- شمارهٔ ۱۳ - در مدیحه و تبریک عروسی ایرج میرزابدو بسپرد رخشانگوهرِ خویشچو دید او را سزاوار است و درخوَر
- شمارهٔ ۱۴ - در تهینتِ فرزند یافتنِ نصرة الدّوله ایرج میرزامادرش دخترِ ولی عهد استکه ز خورشید زیبدش معجر
- شمارهٔ ۱۶ - در ورود مظفّرالدین میرزا ولّی عهد به تبریز و مدح امیر نظام ایرج میرزاهر آن که گوش به طنبور داد در گهِ بزمبه گاهِ رزم خورَد گوشمال چون طَنبور
- شمارهٔ ۳۵ - تسلیت به دوست پدرمرده ایرج میرزاسخت است گرچه مرگِ پدر بر پسر همیهان ای پسر مخور غم از این بیشتر همی
