جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱ نتیجه برای «دم» با فیلتر غزلها (ایرج میرزا)
- شمارهٔ ۱۲ ایرج میرزاگرچه کس دم نزند هیچ ز بیعقلیِ خویشاز چه با ناز دهد شرح که نسیان دارم
- شمارهٔ ۹ ایرج میرزابودم افسرده چو گُل دردی و بشکفتم بازنو بهارست به من تا به زمستانِ دگر
- شمارهٔ ۲ ایرج میرزاروزگار آسوده دارد، مردم آزاده رازحمتِ سِندان نمیآید درِ بگشاده را
- شمارهٔ ۳ ایرج میرزاچون سوارش برِ مردم همه پیغمبر بوداو هم اندر برِ خرها همه پیغامبر است
- شمارهٔ ۶ ایرج میرزانشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمدکه «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد»
- شمارهٔ ۷ ایرج میرزاچرخ چو دانست بر مراد رسیدمدی پیِ تمهیدِ نامُرادیَم آمد
- شمارهٔ ۱۳ ایرج میرزانه از مار و نه از کژدم نه زین پیمانشکن مردماز آن شاهنشهِ بیدینِ خلقآزار میترسم
- شمارهٔ ۵ ایرج میرزامن ازین زندگیِ یکنَهَج آزرده شدمقند اگر هست نخواهم که مکرّر گذرد
- شمارهٔ ۸ ایرج میرزاجهد کردم تا نگویم رازِ دل بر هیچ کسمِی کشان را رازِ دل بیاختیار آید پدید
- شمارهٔ ۱۵ ایرج میرزابا آن که از رُخَش خطِ مُشکین دمیده بازآن تُرکِ ناز کن، نشود تَرکِ ناز کن
- شمارهٔ ۱۶ ایرج میرزاگفته بودم «زودتر در راهِ عشقت جان دهم»بعد از این تا زنده باشم، عُذرِ تأخیر است و من
