جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳ نتیجه برای «رو» با فیلتر غزلها (ایرج میرزا) · صفحهٔ ۱ از ۲
- شمارهٔ ۲ ایرج میرزاروزگار آسوده دارد، مردم آزاده رازحمتِ سِندان نمیآید درِ بگشاده را
- شمارهٔ ۹ ایرج میرزاعشق هر فکرِ دگر را ز دلم بیرون کردهمچو مهمان که کند بخل به مهمانِ دگر
- شمارهٔ ۱۱ ایرج میرزاگفتم قتیلِ خنجرِ ابرویِ او شومآوخ که سازگار نشد طالعِ کجم
- شمارهٔ ۳ ایرج میرزامرو ای مردِ مسافر به سفر جز با اوکه تو را در همه احوال رفیقِ سفر است
- شمارهٔ ۴ ایرج میرزاپروا مکن از قتلِ من امروز که فرداشرطست نگویم به کسی «قاتلم اینست»
- شمارهٔ ۷ ایرج میرزاوز رشحاتِ غَمامِ فضل و کمالشنامهای امروز بهرِ شادیم آمد
- شمارهٔ ۱۰ ایرج میرزاشبی بوَد که ازو گشت شامِ دولت، روزشبی بوَد که ازو گشت صبحِ ملّت، باز
- شمارهٔ ۱۲ ایرج میرزاهمچو آن آهنِ از کوره برون آمدهامکه به سر پُتک و به زیر تنه سِندان دارم
- شمارهٔ ۱۴ ایرج میرزاآن امیری که چو روی آرد در پهنۀ رزمدلِ مرّیخ ز سهمش به هراس است و به بیم
- شمارهٔ ۵ ایرج میرزاگر همه دیدنِ یک سلسله مکروهات استکاش این عمرِ گرانمایه سبکتر گذرد
- شمارهٔ ۸ ایرج میرزادیدم آن بت را پیِ اُستادِ بد گوهر روانیادم آمد مُهره در دنبالِ مار آید پدید
- شمارهٔ ۱۵ ایرج میرزااین حاجیان به حشر، عِنان در عِنان روندبا اشترانِ طیِ طریقِ حِجاز کن
