جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۷ نتیجه برای «موج» با فیلتر خاقانی، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۲
- شمارهٔ ۹۴ - قصیده خاقانی شروانیآزاده غرق غصه و سفله ز موج غمآزاد رست و رخت امان بر کران کشید
- شمارهٔ ۱۱۹ - مطلع سوم خاقانی شروانیخاک منی ز گوهر تر موج زن چو آباز چشم هر که خاکی و آبی است گوهرش
- شمارهٔ ۲۰۵ - در حال بیماری به اشتیاق خراسان خاقانی شروانیقمع آن را که کند کوه پناهموج طوفان شوم انشاء الله
- شمارهٔ ۹۹ - مطلع دوم خاقانی شروانیبامدادان همه شیون به سر بام بریدز آتشین آب مژه موج شرر بگشایید
- شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیدریای پر عجایب وز اعراب موج زناز حلهها جزیره و از مکه معبرش
- شمارهٔ ۲۶ - در شکایت از زندان خاقانی شروانیخون دل زد به چرخ چندان موجکه گل از راه کهکشان برخاست
- شمارهٔ ۱۲۸ - در رثاء امام محمد بن یحیی خراسانی و خفه شدن او به دست غزان خاقانی شروانیاین عالمی است جافی و از جیفه موج زنصحرای جان طلب که عفن شد هوای خاک
- شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سوم خاقانی شروانیدانم و داند خرد پاک توموج محیط از تری ناودان
- شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله خاقانی شروانیاندر جزیرهای و محیط است گرد توزین سوت موج محنت و زآن سو شط بلا
- شمارهٔ ۱۹۵ - مطلع سوم خاقانی شروانیدر جزیره رانده یک دریا ز خون روسیانموج از آن دریای خون کوه کلان انگیخته
- شمارهٔ ۶۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیبادیه بحر است و بختی کشتی و اعراب موجواقصه سرحد بحر و مکه پایان دادهاند
- شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند. خاقانی شروانیباد غم جست در لهو و طرب بربندیدموج خون خاست در بهو و طُرَر بگشایید
