جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۷ نتیجه برای «آتش» با فیلتر مولانا، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۲
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۶ جلال الدین محمد مولویجام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمانمست کن جان را که تا اندررسد در کاروان
- غزل شمارهٔ ۶۶۰ جلال الدین محمد مولویچو باده در من آتش زد بدیدمکه از هر آب آذر میتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ جلال الدین محمد مولویآبی برزن که آتش دلبر چرخ همیزند زبانه
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ جلال الدین محمد مولویاز راه روغناس شده آب آتشیآتش شده ز عشق هوا هم در این فضا
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ جلال الدین محمد مولویگشاده ز آتش او آب حیوانکه آبش خوشترست ای دوست یا نار
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۳ جلال الدین محمد مولویآتش این بوته گر ظاهر شدیمحتشم بر سیم و زر بگریستی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۲ جلال الدین محمد مولویدر آتش خلیل کجا آید آن خسیکو خشک شد ز عشق دلارام آزری
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۵ جلال الدین محمد مولویبه برج آتش فرمود دیگ پالان کنبرای پختن خامی چو دیگدان داری
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ جلال الدین محمد مولویچه ریخت ساقی تقدیس بر سر جرجیسکه غم نخورد و نترسید ز آتش کفار
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ جلال الدین محمد مولویخیمه معیشت برکنی آتش به خیمه درزنیگر از سر بامی کنی در سابقان نظارهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۲ جلال الدین محمد مولویشیر ز آتش برمد سخت و دل آتشکدهای استجان پروانه بود بر شرر شمع جری
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ جلال الدین محمد مولویزهی آبی که صد آتش از او در دل زند شعلهیکی لون است و صد الوان شود بر روی از او تابان
