جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹ نتیجه برای «آخر» با فیلتر مولانا، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۴
- فصل اول - یکی میگفت که مولانا سخن نمیفرماید جلال الدین محمد مولوییکی میگفت که «مولانا سخن نمی فرماید» گفتم «آخر این شخص را نزد من خیالِ من آورد، این خیال من، با وی سخن نگفت که چونی یا چگونهای؟ بیسخن، خیال او را اینجا جذب کرد. اگر حقیقت من او را بیسخن جذب کند و جای دیگر بَرَد، چه ع …
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۷ جلال الدین محمد مولویآخر نه من و تو یارکانیمای ماه بگو که کی برآیی
- غزل شمارهٔ ۷۱۴ جلال الدین محمد مولویگر عشق وبال و کافری بودآخر نه به روی آن پری بود
- غزل شمارهٔ ۷۱۵ جلال الدین محمد مولویگر عشق وبال و کافری بودآخر نه به روی آن پری بود
- سی و نهم جلال الدین محمد مولویاین چه خورشیدیست آخر کز برای عشق اومیبسوزد همچو هیزم جان و دل خفاش را
- سیپنجم جلال الدین محمد مولویخداوند شمس دین! آخر چه نوری؟فرشته یا پری، یا تش نژادی
- چهل و دوم جلال الدین محمد مولویدو گوش را ببستن، از عشوهٔ حریفانآنک آخر او ببرد، پیشین ازو بریدن
- بیست و نهم جلال الدین محمد مولویاز بادهٔ شبهای تو و ز مستی لبهای تووز لطف غبغبهای تو آخر کجا فرزانگی؟!
- چهاردهم جلال الدین محمد مولوییک نفری بخت ور از تو خوش و میوه خوریک نفری خیرهسر گشته که آخر کجاست
- دوازدهم جلال الدین محمد مولویزیرا که ره آب خضر مظلم و تاریستآخر ز ره خار، گل اندر چمن آمد
- نهم جلال الدین محمد مولویدر آخر آن گاوان، آخر چه کنی مسکن؟!مسکین شو و قربان شو، در طوی چنان خاقان
- بیستم جلال الدین محمد مولویوانگهان جام چو جان آرد کین بر جان زنگر نیم جان تو آخر نه ز جانان توم؟
