جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳ نتیجه برای «بسی» با فیلتر مولانا، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۲
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ جلال الدین محمد مولویطاقت رنج هر کسی داری و میکشی بسیطاقت گنج نیستت این چه بود خساستی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۵ جلال الدین محمد مولویاگر ز خویش بدانی مرا ندانی خویشدرون خویش بسی رنج و امتحان داری
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۰ جلال الدین محمد مولویهمیکوفت سر را به هر سنگ و هر دربسی کرد نوحه بسی دست خایی
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ جلال الدین محمد مولویشنودهام که بسی خلق جان بداد و بمردز ذوق و لذت آواز و نغمه داوود
- غزل شمارهٔ ۲۷ جلال الدین محمد مولویای خواجه با دست و پا، پایت شکستهست از قضادلها شکستی تو بسی بر پای تو آمد جزا
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ جلال الدین محمد مولویز تن تا جان بسی راه است و در تن مینماند جانچنین دان جان عالم را کز او عالم جوانستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۴۴ جلال الدین محمد مولویطالب کار و بار بسیارندطالب کردگار بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۵۵ جلال الدین محمد مولویدشمن شادکام بسیارنددوستی غمگسار بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ جلال الدین محمد مولویکفن از خلعت و قبا خوشترگور از این شهر به به بسیاری
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ جلال الدین محمد مولویاگر خواهی عطای رایگانیز عالمهای باقی ملک بسیار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ جلال الدین محمد مولویشبی به ناگه خانه بر او فرود آمدچه گفت گفت کجا شد وصیت بسیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ جلال الدین محمد مولویپس بگوید که مرا مکنت چندین سیم استپیش هر کس به فلان جای و نقدی بسیار
