جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲۳ نتیجه برای «بد» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۱ از ۱۱
- غزل شمارهٔ ۸۹ عبید زاکانیبیش از این بد عهد و پیمانی مکنبا سبکروحان گران جانی مکن
- شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق عبید زاکانیجمال ملک و دین شاه جوانبختکه باد از تخت و تاجش چشم بد دور
- غزل شمارهٔ ۶۱ عبید زاکانیدشمنانم بد همی گفتند و اوگوش با گفتار ایشان کرده بود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در وصف بارگاه شیخ ابواسحق و ستایش او عبید زاکانیمشگ تاتاری شود چون پاش بوسد خاکراسرو گردد گر از آنحضرت نظر یابد گیاه
- غزل شمارهٔ ۹۷ عبید زاکانیزهی طراوت رخ چشم بد ز روی تو دورزهی حلاوت لب لااله الالله
- بخش ۱۶ - رفتن قاصد پیش معشوق عبید زاکانیجمالت چشم جان را چشمهٔ نورز رخسار تو بادا چشم بد دور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیمدبدان فلک را چو کار در بندندبیمن رای شه کامکار بگشایند
- بخش ۸ - پیغام فرستادن عاشق به معشوق عبید زاکانیجمالت چشم جان را چشمهٔ نورز رخسار تو بادا چشم بد دور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیز بامداد ازل تا به انقراض ابدزمام ملک به فرمان شاه ایران کرد
- بخش ۱۸ - حدیث گفتن قاصد با معشوق عبید زاکانیبدین دلسوخته آتش چه ریزیرها کن بعد از این تندی و تیزی
- شمارهٔ ۱ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانیساقیا موسم عیش است بده جام شرابلطف کن بسته لبان را به زلالی دریاب
- شمارهٔ ۳ - در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیهرچه مقدور قدر بد قدرتت قادر شدههرچه دشوار قضا پیش تو آسان آمده
