جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۴ نتیجه برای «مو» با فیلتر عبید زاکانی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱۰ - پیغام رسانیدن قاصد عبید زاکانیبصنعت زین سخن دوری نمودیبدو آئین مستوری نمودی
- بخش ۲۴ - در صفت وصال عبید زاکانیجهان محکوم و دولت یاورم بودفلک مامور و اختر چاکرم بود
- بخش ۳۳ - در خاتمهٔ کتاب عبید زاکانیکنون وقت است اگر کوتاه گیرمسوی خاموش گشتن راه گیرم
- بخش ۱۹ - پاسخ معشوق قاصد را بار دیگر عبید زاکانیاگر گه گاه نازی مینمودمعیارش در وفا میآزمودم
- بخش ۱۶ - رفتن قاصد پیش معشوق عبید زاکانیخجل مشک تتار از تار مویتفتاده ماه و خور بر خاک کویت
- شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق و شرح احوال خود و تضمین قطعهای از ظهیر فاریابی عبید زاکانیبنده بر وفق رای مولانامیکند بیتهای او انها
- بخش ۲۷ - آگاه شدن عاشق از حال معشوق عبید زاکانیتنی دارم ز دل در خون نشستهز موج اشگ در جیحون نشسته
- بخش ۷ - واقف شدن معشوق از حال عاشق عبید زاکانیکه جوید با چنین کس آشنائیشکستش را که سازد مومیائی
- بخش ۲۰ - وصف بهار عبید زاکانیدر این موسم که گل دل میربایدصبا در باغ معجز مینماید
- بخش ۱۸ - حدیث گفتن قاصد با معشوق عبید زاکانیمن آن پیر کهنسالم که در کارجوانان از من آموزند هنجار
- بخش ۱ - سرآغاز عبید زاکانیجهان محکوم سلطان جهان بادفلک مامور شاه کامران باد
- بخش ۳۱ - پیغام فرستادن عاشق به معشوق عبید زاکانیالا ای باد عنبر بوی مشکینندیم و مونس عشاق مسکین
