جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲۸ نتیجه برای «ها» با فیلتر دیوان اشعار (عبید زاکانی) · صفحهٔ ۱ از ۱۱
- غزل شمارهٔ ۷۶ عبید زاکانیای تُرک! چشم مستت بیمار خانهٔ دلزلف تو دام جانها، خال تو دانهٔ دل
- غزل شمارهٔ ۴۴ عبید زاکانیبا او دمی وصال به صد لابه سالهاتقریر میکنیم و مقرر نمیشود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیهر کجا صیت تو رفته خطبهها آراستههر کجا نامت رسیده سکهها بر زر زده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیشکوفهها که در آن لحظه چشم باز کنندزبان به شکر نسیم بهار بگشایند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیجهان خوشست و چمن خرمست و بلبل شادببار بادهٔ گلرنگ هرچه بادا باد
- شمارهٔ ۳ - در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانینقشبندان طبیعت گوییا بر شاخ گلنقشهای تازه از یاقوت و از زر بستهاند
- شمارهٔ ۲ - مثنوی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیخم ایوان شاه کامران راابواسحاق سلطان جهان را
- شمارهٔ ۳ - در شکایت از قرض عبید زاکانیجهان گو همه عیش و عشرت بگیرمرا زین حکایت خبر هیچ نیست
- رباعی شمارهٔ ۳ عبید زاکانیای مقصد خورشید پرستان رویتمحراب جهانیان خم ابرویت
- رباعی شمارهٔ ۵ عبید زاکانیچندانکه فذالکِ جهان مینگرمبارز همه عشرتست و باقی حشو است
- غزل شمارهٔ ۹ عبید زاکانیوگر اوج قدست کند آرزوز دام طبیعت رهائی طلب
- شمارهٔ ۹ - در حسرت بر عمر گذشته عبید زاکانیبه آه و ناله کنون دل نهادهام چه کنمقضا قضای خدای است هرچه بادا باد
